باکلاس

بازدید :248
يکشنبه 20 بهمن 1398زمان :19:26
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

نقد کتاب چرا ملت ها شکست مي خورند

کتاب چرا ملت ها شکست مي خورند سعي دارد به‌طور جامع شرح دهد که به چه دليل ?.?? هزار ميليون نفر در کشورهاي درحال پيشرفت در فقر به سر مي‌برند و مدام در تقلا هستند تا با درآمدي که گاهي حتي از ?.?? دلار نيز کمتر است روزگار سر کنند. شايد انتظار داشته باشيد اين کتاب ، اثري غم‌انگيز باشد و مطالعه‌اش احساس بدي به شما دست دهد؛ اما بر خلاف انتظار شما، اثري است فرح‌بخش و غني که نويد فرداي بهتر مي‌دهد و شايد بتوان گفت که در نوع خود شاهکاريست.

دارون عجم‌اوغلو و جيمز اي رابينسون، دو نويسنده‌ي پرشور و معتبر اين اثر، کار خود را با دادن اندک چشم‌اندازي به خواننده آغاز مي‌کنند؛ آنها بيان مي‌کنند که برطبق آمار، حتي در اوضاع ملال‌آور اقتصاد اين روزها، يک شهروند آمريکايي به‌طور ميانگين هفت برابر ثروتمندتر از يک شهروند مکزيکي، ده‌ برابر ثروتمندتر از يک شهروند ساکن پرو، حدود بيست برابر ثروتمندتر از يکي از سکنه‌ي جنوب صحراي ساهارا و حدود چهل برابر ثروتمندتر از ساکنين کشورهايي چون اتيوپي، مالي و ديگر کشورهاي آفريقايي است که در شرايط مشابه قرار دارند. دليل چنين اختلاف متحيرکننده‌اي چه مي‌تواند باشد؟

پاسخ نويسنده به اين سوال بسيار ساده است: تصور نادرستي که مدت‌هاست در اذهان عمومي نهادينه شده‌است؛ نويسندگان کتاب پيش رو از مباحثه‌هاي قديمي علمي-اجتماعي بر سر اثبات اين اصل که فقر، پايدار است به تنگ آمده‌اند؛ از نظر آن‌ هافقر را نبايد به حساب موفقيت جغرافيايي بد و الگوهاي فرهنگي نادرست گذاشت و يا آن را از چشم رهبران نالايق ديد.

نويسندگان کتاب «چرا ملت‌ها شکست مي‌ خورند»به جاي آنکه فقر را نتيجه‌ي شانس بد بدانند، تمرکز خود را صرف جريان‌هاي تاريخي و گره‌هايي مي‌کنند که سياست‌هاي دنياي امروز را شکل مي‌دهند؛ سياست‌هاي پيش‌گرفته‌شده در دنياي امروز به دو دسته تقسيم مي‌شوند؛ دسته‌ي اول سياست‌هاي فراگير هستند که موضوعاتي چون توزيع قدرت، بهره‌وري، تحصيلات، فناوري و سلامت عمومي مردم را شامل مي‌شوند و دسته‌ي دوم، سياست‌هاي جانبدارانه و سودجويانه‌اي که ثروت کشور را در يک طبقه‌ي جامعه متمرکز مي‌کنند و تنها به سود قشري خاص، ديگر افراد جامعه را کنار مي‌گذارند.

دارون عجم‌اوغلو و جيمز اي رابينسوندر ادامه بعد از بررسي تاريخ کشورهايي چون کنگو و موشکافي علل سياسي که سبب فقر و تيره روزي طولاني‌مدت مردم اين کشورها شده است، اين نکته را نيز يادآور مي‌شود که هستند کشورهايي که زماني در شرايط ناگوار مشابهي به سر مي‌بردند اما موفق شدند تا راهي به‌سوي نجات بيابند. آن‌ هابه اين نتيجه مي‌رسند که دليل اصلي سعادتمندي و يا بيچارگي مردم يک کشور را فقط و فقط بايد در سياست‌هاي حاکم بر آن کشور جست‌‌وجو نمود؛ اگر کشور بوتسوانا توانست اوضاع خود را سروساماني دهد، به اين دليل بود که سياست‌هاي خود را تغيير داد و آن‌ها را بر پايه‌ي دستيابي به ثروت و سعادت تنظيم کرد؛ اگر کنگو و زيمباوه در چرخه‌ي بي‌پايان فقر و بدبختي گير افتاده‌‌اند به اين دليل است که هرگز براي رهايي از فقر تلاش نکرده‌اند.

نويسندگان کتاب از معترضان مصري در ميدان التحرير نيز سخن مي‌گويند؛ به نظر آن‌ هاآن معترضان تماماً حق اعتراض داشند. دولت فاسد و سست مردم را از رسيدن به ثروت بازمي‌داشت و آن‌ها را از استفاده از توانايي‌هاشان منع مي‌کرد. مصر کشوري فقير بود به اين دليل که اداره‌اش به دست گروهي اندک بود که مهره‌هاش شطرنج را گونه‌اي چيده بودند تا خود، کساني باشند که از اين بازي قدرت سود مي‌برند؛ حتي اگر اين سود به قيمت تيره‌روزي عموم مردم باشد.

در کشورهايي چون کره‌ي شمالي، هايتي و سومالي که در شرايط مشابه به‌سر مي‌برند، قدرت تنها در دست عده‌ي محدودي است که به هر ريسماني بتوانند چنگ مي‌زنند تا از قدرت جدا نشوند. موضوع بسيار سرراست و واضح است؛ دولت‌هايي که سياست‌هاي فراگيري دارند مردم خود را به سعادت و ثروت مي‌رسانند و براي کشور خود پيشرفت و ترقي را خواستارند.

اين در حالي است که دولت‌هاي سودجو چيزي جز فقر، رکود و محروميت براي مردم خود به بار نمي‌آورند؛ حال هرچند قرن هم که مي‌خواهد گذشته باشد. حقيقت تلخ آن‌جاست که برکنارکردن يک گروه از قدرت و نشاندن گروهي ديگر بر مسند آن، اوضاع را تغيير نخواهد داد. مشاهدات ثابت کرده‌اند که کشورهايي که در آن‌ ها انقلاب صنعتيشکل نگرفته‌است همواره نسبتاً فقير خواهند ماند. همانطور که عجم اوغلو و رابينسون در کتاب آورده‌اند، هيچ‌چيز چون موفقيت، کامياب نمي‌شود و هيچ‌چيز چون شکست، زمين نمي‌خورد.

« چرا ملت‌ها شکست مي‌ خورند » کتابي قطور است؛ خواننده اما هنگام مطالعه ابداً حس نمي‌کند که کتابي سنگين در دست دارد. دارون عجم‌اوغلو و جيمز اي رابينسون اميدوارند اين کتاب بتواند تغييري در شرايط فعلي جهان ايجاد کند. برگردان فارسي اين کتاببه قلم محسن ميرداماديو محمدحسين نعيمي‌پورو از انتشارات روزنهروانه‌ي بازار شده است.



مشاهده پست مشابه : کتاب جشن بي معنايي
بازدید :235
دوشنبه 2 دی 1398زمان :16:38
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ماليات بر ارث

ماليات بر ارثدقيقا چيست؟

ماليات بر ارثبه مالياتي گفته مي‌شود که به دارايي ها و مايملک باقي‌مانده از يک فرد فوت‌شده تعلق مي‌گيرد. ماليات ارثدو نوع است؛ يک نوع از ماليات بر ارث از وراث و هنگام واگذاري ارث دريافت مي‌شود و نوع ديگر ماليات بر ارث به‌طور مستقيم از تمامي اموال و ثروت‌هاي باقي‌مانده از فرد فوت‌ شده اخذ مي‌شود .

وراث بايد ابتدا انحصار وراثتکرده و سپس مفاصاحساب ماليات بر ارثدريافت کنند.

تغيير قانون ماليات بر ارث

اعمال قانون ماليات بر ارثدر ايران به سال‌هاي بسيار دور برمي‌گردد.در سال 1395 اين قانون با اصلاحيه‌هاي فراواني مواجه شده و شکل تازه‌اي به خود گرفت. در قانون جديد ماليات ارثايران، بر کليه دارايي ها و مايملک باقي‌ مانده از متوفي مالياتي دريافت نمي‌شود و صرفاً وراث موظف ‌اند از ارثدريافتي خود ماليات پرداخت کنند. ميزان و نرخ ماليات بر ارث افراد نيز ، بستگي به نسبت آن‌ها با فرد فوت ‌شده دارد. اين نسبت را در قانون با عنوان طبقه وراث مي‌شناسند .

طبقات وراث

قانون ماليات بر ارثايران، وارثين را به سه طبقه تقسيم کرده است . طبقه اول وراثتشامل پدر، مادر، همسر، فرزند و نوه مي‌شود . طبقه دوم ارث شامل پدربزرگ و اولياي او، مادربزرگ و اولياي او، خواهر، برادر، خواهرزاده و برادرزاده است . وراث طبقه سومنيز شامل عمو، عمه، خاله، دايي و فرزندان آن‌ها است .

o3c5_a4.jpg

ماليات بر ارث چگونه محاسبهمي شود؟

نرخ ماليات بر ارثبسته به نوع ارثدريافتي و طبقه وراثت متفاوت است. به‌طورکلي وراث طبقه دوم، دو برابر وراث طبقه اول و وراث طبقه سوم، چهار برابر وراث طبقه اول بايد ماليات بر ارث پرداخت کنند .

پرداخت ماليات بر ارث

ماليات بر ارثنيز همچون ديگر ماليات‌ها بايد با پر کردن اظهارنامه ماليات بر ارث پرداخت شود. وراث تا يک سال پس از انحصار وراثت فرصت دارند تا اظهارنامه مالياتي ماليات بر ارث خود را تکميل و تقديم به سازمان امور مالياتي کنند. البته وراث تنها زماني مجبور به پرداخت ماليات بر ارث هستند که قصد تقسيم ارث را داشته باشند. مادامي‌که اموال و دارايي‌ها به نام متوفي باشد، نياز به پرداخت ماليات نيست .

وراث مي‌توانند تنها براي بخشي از آن‌که تقسيم کرده‌اند ماليات پرداخت کنند. به‌طور مثال، وراث تصميم مي‌گيرند تا تنها يکي از املاک را بين خود تقسيم کنند؛ در اين صورت تنها براي آن بخش از ارثکه بين خود تقسيم کرده‌اند بايد ماليات پرداخت کنند و ماليات مابقي ارث را در زمان تقسيم آن پرداخت کنند.

توجه داشته باشيد که ماليات بر ارثخانه مسکوني و ملک، بر اساس نرخ روز است و تأخير در پرداخت ماليات آن تأثيري در کاهش ماليات پرداختي ندارد. نکته ديگر اينکه هريک از وراث بايد جداگانه ماليات بر ارثخود را پرداخت کنند.

اگر به وکيل ماليات بر ارثنياز داريد مي توانيد به سايت مشاوران مالياتي فرازبه نشاني www.faraztax.com مراجعه نموده و درخواست مشاوره مالياتي رايگانکنيد!

باکلاس



مشاهده پست مشابه : اموال مشمول ماليات بر ارث
درباره ما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آرشیو
خبر نامه


معرفی وبلاگ به یک دوست


ایمیل شما :

ایمیل دوست شما :



چت باکس




captcha


پیوندهای روزانه
  • آرشیو لینک ها
آمار سایت
  • کل مطالب : 99
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 166
  • بازدید کننده امروز : 150
  • باردید دیروز : 18
  • بازدید کننده دیروز : 19
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 413
  • بازدید ماه : 343
  • بازدید سال : 3438
  • بازدید کلی : 42712
کدهای اختصاصی